۱۲ مطلب با موضوع «ویتامین کاف» ثبت شده است

پدر پولدار پدر بی پول

عنوان کتاب :پدر پولدار پدر بی پول

نویسندگان :رابرت تی کی یوساکی، شارون ال لچتر

مترجم غلامحسین سدیر عابدی 

انتشارات ترانه 

تعداد صفحات :252

همانطور که مشاهده می کنید در ادامه ی توضیح عنوان کتاب قید شده : آنچه والدین پولدار به بچه های خود درباره ی پول می آموزند و والدین تهیدست و متوسط نمی آموزند. این کتاب در 11 فصل ارائه شده است و قصد دارد به عنوان پدر پولدار شما عمل کرده و آموزش هایی را در همین راستا به شما هدیه بدهد. 

بریده ای از صفحه 102 کتاب :

وقتی بچه بودم  پدرم اغلب میگفت که ژاپنی ها از قدرت سه چیز شمشیر، جواهر و آینه اطلاع دارند. شمشیر نماد قدرت سلاح است. آمریکایی ها میلیارد ها دلار صرف اسلحه می کنند و به همین دلیل بالاترین قدرت نظامی جهان هستند. جواهر نماد قدرت پول میباشد. تا حدی حقیقت این است که بگوییم :قاعده ی طلا را به خاطر داشته باشید. قانون را کسی می‌سازد که طلا دارد. اینه نماد نماد قدرت خودآگاهی است. خودآگاهی برطبق افسانه‌ های ژاپنی، از میان این سه قدرت، با ارزش ترین آن ها می باشد.

بخشی از صحفه 113 کتاب :

ثروت توانایی شخص برای ادامه زندگی در تعدادی از روزهای پیش رو می‌باشد. یا اگر امروز دست از مار بکشم چه مدت میتوانم زنده بمانم.

پ. ن:به شدت خوندن این کتاب رو بهتون پیشنهاد میدم. 

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۱۷ بهمن ۰۰

اسب ها اسب ها از کنار یکدیگر

عنوان کتاب :اسب ها اسب ها از کنار یکدیگر

نویسنده : محمود دولت‌آبادی

نشر چشمه

کتاب "اسب ها اسب ها از کنار یکدیگر" تازه ترین اثر محمود دولت آبادی حدود یک سالی هست که همزمان با تولد 80 سالگیشون توسط نشر چشمه منتشر شده.

خود دولت آبادی درباره ی این کتاب می‌گوید :

زمانی که این کتاب را می‌نوشتم می‌دانستم که جوابی برای سؤالش هایش ندارم من در آن لحظه می‌دانستم که باید بنویسم و نوشتم!

فضای داستان گنگ و راز آلود هست و شاید عامه پسند نباشه. این کتاب به مفهوم عنوان پدر می‌پردازد و قهرمان داستان یک پدر هست.

بخشی از کتاب :

پایانی ندارد آدم مهربان. پایان ندارد امور، پایان ندارند چیز ها. بخش هایی از بی پایانی است که مغز مرا رها نمی‌کند. مغزی که مرا دچار گیجی خوش کرده، نه میتوانم ازش رها شدن و نه جرعت رها شدن دارم ازش. که اگر رها شدم دیگر نمی‌دانم با چه امکانی میتوانم زنده باشم و زندگی کنم.

شما نظرتون راجب این کتاب چیه ؟

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۲۸ آذر ۰۰

دختر شینا

نام کتاب : دختر شینا (خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر شهید ستار ابراهیمی هژیر) 

خاطره نگار : بهناز ضرابی زاده 

انتشارات سوره مهر

داشتند می بردندش بدون غسل و کفن با همان لباس سبز قشنگ. گفتم بچه هایم را بیاورید. این ها از فردا بهانه می‌گیرند و بابا یشان را از من می‌خواهند. بگذارید ببینند بابا یشان رفت و دیگر برنمی‌گردد. صدای گریه و ناله باغ بهشت را پر کرده بود... 

"قدم خیر "برای اولین بار زمانی که 9 سالش بود به همراه پدر و مادرش به مشهد سفر میکندعکس روی جلد یادگاری باقی مانده از آن سفر است. 

دختر شینا حکایت دختر ته تغاری حاج آقا و شیرین جان (شینا) است. عزیزکرده ای که در سن 14 سالگی به عقد شهید ستار ابراهیمی هژیر در می آید. داستان و سرگذشت اصلی گویی تازه از آنجاست که آغاز می‌شود.

این کتاب به نقل از قدم خیر محمدی کنعان و به نوشتار بهناز ضرابی زاده در آمده است. این کتاب شامل نوزده فصل است که فصل آخر شامل عکس ها و مستندات است.

در این کتاب نقل 9 سال زندگی مشترکی است که با جنگ گره خورده است. این داستانِ یکی از هزاران سرگذشتِ زنان و مادران فداکار ما در دوران هشت سال دفاع مقدس است که مانند قدم خیر زندگی را بدون همسر با کودکان قد و نیم قد می چرخاندند. خواندن این سرگذشت خالی از لطف نیست.

پ. ن:این کتاب را از خاله سمیه به امانت گرفته بودم :) 

  • یاسمن گلی:)
  • چهارشنبه ۱۲ آبان ۰۰

ای کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم

نویسنده :تینا سیلیگ

مترجم:محمدرضا آل یاسین 

تعداد صفحات :228

انتشارات هامون

همون طور که بر روی جلد کتاب نوشته، شده این کتاب راجب خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی صحبت میکنه. برای اینکه مطالب به آسانی قابل درک بشوند مثال هایی از افراد مشهور عصر حاضر آورده شده که بی شک جذابیت این کتاب را صد چندان کرده. از جمله این افراد مشهور استیو جابز، کیودی تری، دیوید نیلمن و... هستند. این کتاب را در روز تولد بیست سالگیم به خودم هدیه داده بودم. بی شک این کتاب بی نظیر هست و سطح تفکر و دیدگاه آدم را وسیع تر میکند.

اگر این کتابُ خوندین خوشحال میشم نظراتتون راجب این کتاب رو بیان کنید :) 

بریده ای از صفحه ی 26 کتاب :

چالش جوهر و خمیرمایه ی زندگی و شکست جزئی از فرایند یادگیری به شمار می آید.

صفحه ی 101:

از سال های اولیه ی حیات به ما آموخته اند که رها کردن حرفه و یا به قولی عقب نشینی از کار حاکی از ضعف است. حال آنکه در بعضی موارد درست عکس این استدلال درست، می باشد. گاه کناره گیری یک ضرورت است و یکی از ارکان های موفقیت محسوب می‌شود. 

صفحه ی 203:

بین سعی در انجام یک کار و انجام قطعی آن تفاوت عمده و اساسی وجود دارد. تلاش صِرف برای انجام یک کار احساسی ضعف و انفعالی است که هرگز به اقدام قطعی منجر نمی‌شود. این احساس توان غلبه بر تعلل و مسامحه را ندارد. برای اقدام باید برخیزید، آستین هارا بالا بزنید و مادام که به سر منزل مقصود نرسیده اید از تلاش دست نشویید. اگر سر سوزنی کوتاه بیایید تنها فردی را که باید برای عدم تحقق آن هدف ملامت کنید خودتان هستید. 

  • یاسمن گلی:)
  • چهارشنبه ۲۸ مهر ۰۰

من زنده ام


نام کتاب : من زنده ام 

نویسنده : معصومه آباد

انتشارات بروج

تعداد صفحه : 555

اسارت مفهومی است که تا اسیر نشده باشی نمی‌توانی آن را درک کنی. برای یک مرد هم مفهوم اسارت غیر قابل تصور است چه رسد به اینکه این اتفاق را از زبان یک دختر ۱۷ ساله بشنوی!

من این کتاب را از کتابخانه ی خاله ام به امانت گرفتم .کتاب «من زنده‌ام» خاطرات دوران چهار ساله‌ی اسارت خانم معصومه آباد در زندان‌های رژیم بعث صدام است. روایت کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز و با بیان بخش‌های مهمی از نوجوانی وی ادامه پیدا می‌کند. کتاب، با بیان نقش و تأثیر انقلاب اسلامی بر زندگی و شخصیت خانم آباد به دوره‌ی دفاع مقدس، اسارت و آزادی او و سه بانوی آزاده‌ی دیگر، به پایان می‌رسد. این کتاب را «انتشارات بروج» منتشر کرده است.. این کتاب در 555 صفحه منتشر شده. این کتاب در هشت فصل با عناوین کودکی، نوجوانی، انقلاب، جنگ و اسارت، زندان الرشید بغداد ، انتظار، اردوگاه موصل و عنبر و عکس و اسناد به چاپ رسیده است.

بریده ای از کتاب :

سلمان نگاهی به من کرد و گفت: قول بده گاهی با یه نوشته ما رو از سلامتی‌ات مطلع کن.

با ناراحتی گفتم: چی؟ نوشته؟ توی این بزن بزن من چطوری قول بدم، نه نمی‌تونم، من کاغذ و قلم از کجا گیر بیارم؟

با عصبیانت گفت: با التماس و گریه و زاری، از تهران اومدی اهواز، با قلدری، رحیم رو راضی کردی اومدی آبادان؛ توی این آتیش و خون حالا حتی زیر بار یه خط نامه‌ام نمیری که لاقل دلمون آشوب نباشه؟!

گفتم: آخه تو این آتیش و خون دنبال کاغذ و قلم و نامه نوشتن باشم، چی بنویسم؟

گفت: بابا چقدر برای دو کلمه نوشتن چانه می‌زنی. نگفتم شاهنامه بنویس، فقط بنویس «من زنده‌ام».

نمی‌دانستم چرا باید بنویسم من زنده‌ام. با این حال بی‌اختیار با انگشت در خیال روی پایم نوشتم: «من زنده‌ام»...

 

به شخصه عاشق این کتاب شدم.حتما خوندن این کتاب را به شما توصیه می کنم .

خوشحال میشم بعد از خوندن این کتاب تجربیات و احساستان را اینجا به اشتراک بگذارید :)

  • یاسمن گلی:)
  • پنجشنبه ۱۵ مهر ۰۰

قصر آبی

نام کتاب : قصر آبی

نویسنده :لوسی ماد مونتگُمری

مترجم :مریم حاجی علیرضا

تعداد صفحات کتاب : 423

نشر افق

کتاب قصر آبی از مجموعه کتاب های عاشقانه های کلاسیک نشر افق است.

والنسی قهرمان داستان، دختر جوان تنهایی که از چارچوب های خشک و سنتی خسته شده و دریافته چیزی به پایان زندگی اش نمانده، تصمیم می‌گیرد به خلاف راه و رسم خانواده اش، عشقی بی پروا را تجربه کند و به دنبال قصر آبی رویایی اش بگردد. این کتاب به راستی که ذهنِ عاشقِ طبیعتِ نویسنده را به رخ می‌کشد.

باید ذکر کنم که لوسیِ عزیز، نویسنده ی خوش نام کانادایی همان فردی است که مجموعه رمان های آنشرلی را نوشته که اکنون آوازه ای جهانی داد.

پ. ن:از نظر من این کتاب واقعا ارزش خوندن داره :) 

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۷ شهریور ۰۰

مادام کاملیا

نویسنده : الکساندر دوما (پسر)

مترجم :محمود گودرزی

انتشارات افق

این کتاب یکی از آثار مشهور  ادبی جهان است . بر اساس واقعیت نوشته شده و شاید نقطه ی  جذابیت داستان از همین جا آغاز شود. واژگان ، داستان زنی بدکاره را روایت می‌کنند که عاشق می شود،به وسیله ی همین عشق درد می کشد و می میرد. این کتاب به تمامی دیدگاه های موجود پرداخته است و هر نوع دیدگاهی را درباره این کتاب به چالش می کشد. 

زمانی که این کتاب را در دست گرفتم از رقص قلم نویسنده به وجد آمدم و از خواندن این کتاب هیجان زده شده بودم. زمانی هم که این کتاب را به اتمام رساندم چند قطره اشک سمج روی گونه هایم غلط می خورد.

مادام کاملیا لقبی بود که مردمان پاریس روی دختری به نام مارگریت گوتیه گذاشته بودند. زیرا که هر 30 روز ماه در دستانش گل های کاملیا دیده می شد؛25 روزش گل ها سفید رنگ بودند و 5 روز باقی مانده قرمز! هرگز هم کسی دلیل این تنوع رنگ را نفهمید.

سایز این کتاب کوچک است و همین باعث افزایش ورقه ها می‌شود،پس بدون نگرانی از تعداد ورقه ها پیشنهاد میکنم که حتما این کتاب زیبا را مطالعه کنید. 

پ.ن1:  نویسندگان بزرگی چون تولستوی الکساندر دوما (پسر ) را از بزرگترین رمان نویسان عصر خود ( قرن 19 )می‌دانند.

پ.ن2: عکس جلد کتاب اصلی ( منبع: گوگل بوک )

  • یاسمن گلی:)
  • شنبه ۱۸ ارديبهشت ۰۰

نیروانای ناممکن ما

عنوان کتاب :نیروانای ناممکن ما

نام نویسنده :مهدی ملکشاه

انتشارات ثالث

تعداد صفحات کتاب:104

اولین بار عکس این کتاب و معرفیشو در پیج اینستاگرام شهرکتاب دیدم و با توجه به معرفی که گذاشته بودن کنجکاو شدم که بخونم. مرداد 99 دقیقا یک روز قبل از کنکور با خانواده به شهر کتاب رفتم و هنگام خرید کتاب با نویسنده اش هم ملاقات کردم و خیلی از این بابت ذوق زده شدم . حتی ازشون امضا هم گرفتم :) 

خب خلاصه ای از کتاب که منُ به شدت به خودش جذب کرد :

روزگار بدی بود. من تهران زندگی میکردم و مائده ساری. هر دو هفته یک بار، فاصله ای دویست و پنجاه کیلومتری را طی می کردم. فاصله ای که بین تنمان بود. گاهی شب ها وقتی در بستر دراز کشیده بودیم و چشم ها را بسته بودیم به امید این که به خواب راه پیدا کنیم، آن قدر بزرگ می‌شدیم که در میانه ی کوه ها تنمان به هم می رسید و می‌توانستیم دست‌هایمان را به هم برسانیم. ناهمواری‌های البرز را، کوه ها و دره اش را مثل بستری ناهموار زیر تنمان احساس می کردیم و مه و ابرِ انبوهِ فرازِ البرز لحافمان بود و ماه، چراغ شب خواب. 

مسیر کتاب در عین ملایمتی که داره تلاطم زندگی یک فرد را به نمایش گذاشته و در همین حین راجب نیروانا ی پنهان همه ی انسان ها صحبت میکنه.

امیدوارم از خوندن این کتاب لذت ببرین :) 

  • یاسمن گلی:)
  • پنجشنبه ۵ فروردين ۰۰

راهنمای مُردن با گیاهان دارویی

نام کتاب : راهنمای مُردن با گیاهان دارویی 

نویسنده : عطیه عطارزاده

نشر چشمه

تعداد صفحات : 117

من این کتابُ از سایت کتابچی تهیه کردم. همانطور که در پشت جلد کتاب اشاره شده این کتاب از زبان یک دختر نابینا روایت می شود. دختری که انتظار می رود با توجه به عدم توانایی دیدن دنیایش محدود شود اما با کمک مادرش ذهنی خلاقی را پرورش داده است و ذهنی بدون محدودیت را به خود هدیه داده است . وی با کمک حس لامسه اش با مادرش مشغول درست کردن گیاهان دارویی است. فضای کتاب رازآلود است . این کتاب اولین کتاب خانم عطار زاده است و با توجه به این موضوع کتاب تقریبا قوی و خوبی است و لابه لای کتاب پر است از رقص واژه هایی که ذهن را به تحسین کردن وا میدارد.

بخشی از صفحه 15 کتاب :

تنهایی چیز پُری است هم زمان خالی !

بخشی از صفحه 36 کتاب :

آدم ها وقتی مینویسند چیزهای نادیدنی درونشان را هم می زنند و از دلشان چیزی در می آورند که قابل دیدن است .

بخشی از صفحه 65 کتاب :

من که تا به امروز ایمانی حقیقی داشتم که جهان کتاب عمیق ترین و واقعی ترین راه شناخت جهان است شروع می کنم به درد کشیدن. درد این که بوی کتان را هیچ جوره نمی شود در هیچ کتابی تجربه کرد .

بخشی از صفحه ی 67 کتاب :

زمین گرد نیست . مربعی دردناکی است با چهار ضلع جهنمی . این ماییم که در تلاشی تاریخی اضلاعش را می کشیم و سعی در گرد کردنش داریم.

بخشی از صفحه 90 کتاب :

همه چیز برای کسی که می داند چگونه صبر کند به موقع اتفاق می افتد.

پ.ن:تقریبا دو روز پنل کاربری از کار افتاده بود ! بیان حتی یه بیانیه نداد و تنها سکوت کرد ! محض احتیاط بیاین اینجا !

  • یاسمن گلی:)
  • دوشنبه ۱۳ بهمن ۹۹

کیمیاگر

نام کتاب : کیمیاگر

نویسنده : پائولو کائلیو

مترجم : آرش حجازی

نشر کاروان 

این کتابُ با میم از شهرکتاب خریده بودیم . داستان کیمیاگر با شروعی رازآلود  و جذاب شما را با خود همراه می کند تا در سفر برای پیدا کردن گنج با او همراه شوید. کیمیاگر کتابی ست که باهر بار خواندن و ورق زدن آن به نکته های جدیدی بر می خورید و آنقدر نثر کتاب شیرین و روان است که شما را خسته نخواهد کرد.

فضای داستان در حال و هوا ی سال های دور روایت می شود ، اما کوئلیو داستان را به گونه ای طراحی کرده است که نه مضامین و نه حال و هوای فضای داستان به دوران خاصی تعلق نداشته باشد . شاید بهترین تعبیر برای کیمیاگر عبارت داستان "بدون تاریخ بدون انقضا " باشد .

بخشی از صفحه ی 36 کتاب :

جوانک شگفت زده پرسید : بزرگترین دروغ جهان چیست ؟

_ این است: در لحظه ی مشخصی از زندگی مان ، اختیارمان را بر زندگی خود از دست می دهیم و آن پس سرنوشت بر زندگی ما فرمانروا خواهد شد. این بزرگترین دروغ جهان است. 

بخشی از صفحه 39 کتاب :

جوان نمی دانست افسانه شخصی چیست .

_ چیزی است که همواره آرزوی انجامش را داری . همه ی آدم ها در آغاز جوانی می دانند افسانه ی شخصی شان چیست . درآن دوره ی زندگی همه چیز روشن است. همه چیز ممکن است و آدم از رویا و آرزوی آ« چه که دوست دارد در زندگی بکند نمی ترسد با این وجود با گذشت زمان نیرویی مرموز تلاش خود را برا اثبات آن که تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی غیرممکن است آغاز می کند. 

بخشی از صفحه ی 83 کتاب :

تصمیم ها تنها آغاز یک ماجرا هستند .هنگامی که آدم تصمیم می گیرد ، در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می شود که او را به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم گیری خوابش را هم نمی دیده است.

نظر شما راجب این کتاب چیه ؟

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۹
تا نرود نفس ز تن پا نکشم ز کوی تو