۷ مطلب در خرداد ۱۴۰۱ ثبت شده است

امیدوارم

بعد از رفتنت روز های زیادی را با امیدواری می گذرانم.

امید به اینکه همانند من هنوز دوستم داری. همانند من دلت برایم تنگ می‌شود. همانند من دلت برای صدایم تنگ می‌شود. همانند من دلت برای خنده هایم تنگ می‌شود. دلت برای صدای خنده هایمان که گوش فلک را کر می‌کرد تنگ می‌شود. همانند من دلت برای دیدن دوباره‌ ی من تنگ می‌شود. همانند من دلت برای شیرین زبانی هایم تنگ می‌شود. همانند من دلت برای قفل شدن دست هایمان در یکدیگر تنگ می‌شود. همانند من دلت برای آغوشم تنگ می‌شود. همانند من دلت تنگ می‌شود... 

بعد از رفتنت روز های زیادی را با گفتن "امیدوارم" ها سرکرده ام.

امیدوارم تا ابد مِهرم از دلت بیرون نرود. امیدوارم روزی در لابه لای روزمرگی هایت دلت برای یاسمنی که داشتی تنگ شود. امیدوارم بخاطر دوست داشتنی که از من در دلت باقی مانده و در کُنجی آن را پنهان کرده ای برگردی. امیدوارم آن روز من هنوز مشتاق بازگشتت باشم و امیدوارم روز دوباره سرنوشتمان با مِهر هم با نخی سرخ رنگ به هم گره بخورد.

ولی هیچگاه به ترس هایم پر وبال نمی‌دهم.

که نکند روزی برسد که دیگر دوستم نداشته باشی. که نکند بخواهی به من به چشم یک دوست معمولی نگاه کنی. که نکند یادت برود روزی در دیاری دور یاس و یاری دل به یکدیگر سپرده بودند. که نکند من همچنان عاشق باشم و تو نه...

خوانش متن بالا با صدای خودم 

پ.ن: بعد از نوشتن این متن و خوانشش حس کردم یه بار بزرگی از رو دوش هام برداشته شده و انگار همه چی رو سپردم به اون بالایی :) الان فقط دلم میخواد از ته دلم بگم آخیش آزادی :))

  • یاسمن گلی:)
  • پنجشنبه ۲۶ خرداد ۰۱

گل ماندنی من

+کتاب شازده کوچولو رو خوندی؟

_آره

+ یه جاش میگه "گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود، اما ماندنی بود و این بودنش بود که او را به گل من تبدیل کرده بود." 

+ هر چیزی رو تو رابطه میشه بهتر کرد و تحمل کرد به شرطی که طرف موندنی باشه. تو بچه بازی درمی‌آوردی ولی موندنی بودی. خودشم میدونست با اینکه اذیتش میکنی ولی چقدر دوستش داشتی.

_ :)

پ. ن:امیدوار بودم که عشق بین من و تو در کنارهم تبدیل به گُلی بشه که هرگز پژمرده نمیشه :)

به قول نریمان :وانمود کردم به همه که خیلی سخت نبود غم رفتن و دل بریدنت،وانمود کردم به همه که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت !

این ویس صرفا حاوی درد و دله ( برداشتمش) 

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۲۲ خرداد ۰۱

پاکت نامه

پاکت نامه هایم خالیست

دیگر نه خبری از تو دارم 

نه ز خود

اما میگویند زندگی همچنان باقیست...

آیا باقیست این جهان فانیم؟!

معین رضایی

پ. ن(24.خرداد) : تو از اون آدم عبور کردی و بله باقیه جهانت. به یه جایی رسیدم که احساس میکنم همه ی این عاشقانه ها تاریخ انقضاء شون تا دو ثانیه بعد از گفتنشون هست. چون بعدش همشون به یه مشت جمله های چرت و تو خالی تبدیل میشن

  • یاسمن گلی:)
  • جمعه ۲۰ خرداد ۰۱

تنهای من تنها نیستی

این روزا بیشتر از همیشه سعی میکنم تنهایی هامو بغل کنم. باهاش حرف بزنم. بشینم پای درد و دلاش. بهش گوش بدم و بهش بفهمونم که تنها نیست.که منو داره. این روزا تمام تلاشم اینه که دستمو بندازم پشت گردن تنهایی هام و بهش بگم من هستم رفیق. غمت نباشه :)

یه روزی دوباره برمیگردم به همون دنیای رنگی خودم با این تفاوت که تنهام :)

به قول مهدی یراحی : صدامو میشنوی؟ این التماسه،تو تنهایی ولی تنها نزارم. 

  • یاسمن گلی:)
  • سه شنبه ۱۷ خرداد ۰۱

خواب

بابت تمام شب هایی که تا صبح خواب برگشتنشو می‌بینم، نمی‌بخشمش!

به قول والایار : از خواب برگشتم به تنهایی...

پ. ن:مشاور برام آرامبخش تجویز کرده :)

آپدیت 2022-06-08، 15:34:40(گاد، ببین چی پیدا کردم...) 

پ. ن: آدمی که رفت هیچ کار اشتباهی نکرد. کاری رو کرد که عقلش میگفت درسته. احتمالا اونم روزگار سختی رو داره. فقط دلم نمیتونه ازش دلگیر نباشه.

پ. ن:مینویسم تا یادم بمونه دوست داشتن آدما همیشه به شیرینی توت فرنگی های تابستونه نیست. مینویسم تا یادم بمونه که تا چه اندازه فکر میکردم اون آدم برای من بی نظیره. مینویسم تا فراموش نکنم چقدر عاشقش بودم :)

  • یاسمن گلی:)
  • دوشنبه ۱۶ خرداد ۰۱

پتانسیل من

داستان از این قراره که یکی از دوستام که هم سن منم هست (21سال) امروز استوری گذاشته و تولد یک سالگی بچشو تبریک گفته :)

بععدد من فقط پتانسیل اینو دارم که دوست پسرم که قرار بود باهم ازدواج کنیم رو تبدیل کنم به یه غریبه :) چقدر جالب! به قول علیرضا قربانی : غریبه ترین آشنای تو ام،یا به قول شادمهر که باغم تو صداش میگه :نه غریبم نه یه دشمن... 

پ. ن:بحث ازدواج و بچه داشتن نیست. من آدمی نیستم که اصلا بخوام تو این سن ازدواج کنم اما خب خسته شدم از درجا زدن. خسته شدم از اینکه هنوز تو این سن بگم که پشت کنکورم. و تو این درجا زدن ها من خیلی چیزهامو از دست دادم. برای مثال یه مدت اعتماد به نفسمو، یه مدت قدرت انتخابمو وحالا هم کسی که عاشقشم رو...

پ. ن:الان شبیه اردک های کلافه ای هستم که دلشون حمام آب گرم میخواد ولی بخاطر بخیه سرم نمیتونم برم :/

  • یاسمن گلی:)
  • يكشنبه ۸ خرداد ۰۱

بخیه

واقعا چی میتونه مسخره تر از این باشه که فرق سرت بخوره به تیزی پنجره ی اتاقت و اندازه دوتا بند انگشت پاره شه :/ تازه دوازده تا بخیه هم بخوره :/

باز خوبه تو صورتم نخورد وگرنه از نگرانی این که نکنه رد بخیه بمونه تو صورتم تا حالا دق کرده بودم

آپدیت10:36:51(5خرداد)

  • یاسمن گلی:)
  • چهارشنبه ۴ خرداد ۰۱
صبر کن که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست ...