۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کنکور» ثبت شده است

تخم شربتی

درس خوندن مثل یه لیوانِ پر از شربت تخم شربتی می مونه !

اگه یه قاشق بگیری و شربتُ هم بزنی تخم شربتی به هر طرف از لیوان شنا می کنه اما اگه مدتی گوشه ای رهاش کنی اون تخم ها ته ظرف ته نشین میشن. حالا اگه من دستمو روی بخش انتهایی لیوان بذارم ، تو اون سمت فقط آب می بینی و هرگز از حضور تخم های شربتی توی لیوان مطلع نمیشی .

حالا شاید برات سوال شده باشه که درس خوندن چه ربطی به این تخم های شربتی داره .

اگه لیوان پر از آبُ ذهن انسان در نظر بگیریم تخم شربتی ها درس هایی هستن که اون آدم می خونه. اگه اون درس ها مرور نشن و یا به عبارتی با قاشق هم زده نشن ته نشین می شن و تو شیارهای ذهن گم میشن. اونوقت به سختی می شه تشخیصشون داد و به یاد آوردشون .

درس خوندن بدون مرور بی فایده است. 

  • یاسمن گلی:)
  • پنجشنبه ۲۹ آبان ۹۹

یک عدد همیشه پشت کنکوری

این اولین باریه که بعد از سالهای زیادی که تو وبلاگ نویسی فعالیت میکنم تصمیم گرفتم تو این وبلاگ از خودِ واقعیم حرف بزنم و یقین دارم این وبلاگ قطعا از وبلاگ های قبلیم بیشتر دوست خواهم داشت :)
حال این روزهام زیاد تعریفی نداره و بخاطر همین دست و دلم به نوشتن نمیره و ذهنم تو تنش قرار داره . من یه پشت کنکوری با 19 سال سن هستم و کمتر از سه ماه دیگه 20 ساله میشم.  هیچوقت فکرشو نمیکردم که بخوام پشت کنکور بمونم اما این اتفاق به هر دلیلی افتاد و من پشت کنکور موندم . امسال هم رتبم دلبخواهم نبود و متاسفانه نمیتونم با این رتبه داروسازی تهران قبول بشم . به رشته های پیراپزشکی هم علاقه ای ندارم و اصلا با روحیاتم سازگاری ندارن . من چند روز متوالی به هرجا که ممکن بود رفتم و بامحیط کارهای زیادی روبه رو شدم اما نهایتا به بینایی سنجی علاقه مند شدم که باز ازاونجایی که تعداد کمی میگیرن شانس قبولیم کمه .

سخته پذیرفتن این موضوع که من بخوام برای سال بعد هم پشت کنکوری بمونم و در یک مقطع تحصیلی درجا بزنم. از نظر روحی تو خانواده ام به شدت تحت فشار هستم. شاید هیچکسی درکم نکنه چون تو موقعیت من کسی نیست اما به حدی حالم بده که حتی دلم میخواد بشینم و به حال و روز الانم گریه کنم.

هیچوقت نفهمیدم که چرا خانواده ام از همون اول روی نمرات درس هام حساس بودن و پدرم سر تک تک نمره ی کمی که میگرفتم دعوام میکرد. گاهی وقت ها میگم کاش درسم خوب نبود کاش این توانایی در من نبود و من می تونستم راحتتر زندگی کنم ...

اما با تمام دلم نمیخواد هایی که میگم و میگم نمیخوام پشت کنکور بمونم، می دونم اگه تو انتخاب رشته ام مردود شم مجبورم بمونم و باز هم سختی های زیادیو تحمل کنم.اخه بازم مثل پارسال متناسب با رتبم دارم انتخاب رشته ی آرمانی میکنم. دندان پزشکی ، پزشکی ، داروسازی ، فیزیوتراپی ، بینایی سنجی و پرستاری بین الملل تهران . همین. و اگر یکی از این ها قبول نشم خواه ناخواه بازم پشت کنکوری محسوب میشم ...

حالم خیلی بده و دلم نمیخواد با واژه ای بخاطر کنکور محدود بشم امیدوارم شانس همرام باشه و یکی از این رشته ها قبول شم 

  • یاسمن گلی:)
  • شنبه ۵ مهر ۹۹

کنکور پارسال

امروز وسط درس خوندن بی هوا فکرم حوالی کنکور سال قبل چرخید.

از سر جلسه که بیرون آمدم خوشحال بودم از اینکه بالاخره خلاص شده ام از شر کنکور و حاشیه های حوالی آن.

مامان میگفت دوستم میناوقتی از سرجلسه کنکور بیرون آمد قیافش زرد وزار بود و حالش خراب ؛

اما من شاد بودم و به همه گفته بودم که کنکورم را عالی داده ام.

نتیجه که آمد دوستم مینا پزشکی قبول شد و من پشت کنکور ماندم!

گاهی وقت ها اتفاقات فراتر از تصورِ ما رخ میدهد و این دقیقا همان لحظه بود.

بعداز تداعی شدن این خاطره ترجیحم سکوت بود‌. تلخ ترین آرامش دنیا سکوتی ست که می توان پشت آن هزاران حرف ، هزاران گله و شکایت و هزاران فریاد خاموش شده باشد.

  • یاسمن گلی:)
  • چهارشنبه ۱۵ مرداد ۹۹
تا نرود نفس ز تن پا نکشم ز کوی تو